محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5294

تاريخ الطبرى ( فارسي )

به صلح باشد ، از كيد دشمنان نعمت محفوظ مانند و حسد و مكر و عناد و كوشش آنها را براى فساد فيما بين از ميان بردارد . خداى امير مؤمنان را مصمم كرد كه آنها را سوى بيت الله الحرام برد و از آنها براى امير مؤمنان پيمان گيرد كه شنوا و مطيع و مجرى دستور وى باشند و بر هر كدامشان و براى آنها و هم براى امير مؤمنان شرط نويسد با قرارها و عهدها و قسمهاى مؤكد و تعهد هر كدامشان در قابل ديگرى در مورد آنچه امير مؤمنان اميد مىدارد كه الفت و مودت و همدلى و هميارى و همبستگيشان در حسن نظر فيما بين ، و هم براى رعيت امير مؤمنان كه بدانها ، سپرده ، دوام داشته باشد و در كار دين خداى عز و جل و كتاب وى و سنتهاى پيمبرى صلى الله عليه و سلم و پيكار با دشمنان مسلمانان هر كه باشند و هر كجا باشند متفق باشند تا طمع هر دشمن آشكار و نهان و هر منافق ( 285 و منحرف ببرد و صاحبان هوسهاى گمرهىآور از تفرقه و كيد ميان آنها نوميد شوند و دشمنان خداى و دشمنان نعمت و دشمنان دين وى از آشفتگى ميان امت و كوشش براى فساد در زمين و دعوت به بدعت و ضلالت وا مانند كه امير مؤمنان كار دين و رعيت خويش و امت پيمبر ، محمد صلى الله عليه و سلم ، و نيكخواهى خداى و همه مسلمانان و دفاع از سلطهء مقرر خداى و دلبستگى به تكليف خويش و كمال كوشش دربارهء اعمال موجب تقرب خداى و كسب رضاى وى را منظور داشت . « و چون به مكه رفت راى و نظرى را كه در اين باب براى محمد و عبد الله داشت با آنها بگفت و منظور وى را كه مىخواست قبول آن را بر خويشتن مؤكد كنند پذيرفتند و در دل بيت الله الحرام با حضور و شهادت كسانى از خاندان امير مؤمنان و سرداران و ياران و قاضيان و پرده داران كعبه كه در مراسم حج حضور داشتند به خط دست خويش دو مكتوب نوشتند كه امير مؤمنان آن را به پرده داران سپرد و دستور داد كه در كعبه بياويزند و چون امير مؤمنان در داخل كعبه و دل بيت الله الحرام از اين همه فراغت يافت به قاضيان خويش كه بر آنها شهادت داده بودند و هنگام نوشتنشان